از 6ماهگی تا یکسالگی غزل
غزل عزیزم در اسفند ماه برای رسیدن به هدف غلت میزد و دیگه خیلی راحت این کارو انجام میداد
نوروزسال ٩١ یکی از بهترین عید های زندگی ما بود خوب معلومه دیگه بخاطر وجود دختر نازم
غزل عزیزم از ٩ فروردین شروع کرد سینه خیز بره ولی زیاد سینه خیز نرفت و حدود یک هفته بعدش یعنی از حدود ٢٠ فروردین تونست چهار پا بره و خیلی قشنگ این کارو انجام میداد(زانوی پای چپ و کف پای راست را روی زمین می گذاشت)
اولین مروارید غزل در ٣ اردیبهشت جوونه زد داشتم بهش غذا میدادم که یه صدایی مثل خوردن قاشق به دندون شنیدم اصلا باورم نمیشد دست کشیدم دیدم بله دخترم داره یه دندون خوشگل در میاره
غزل جون از ٢٠ تیر ٩١ بدون اینکه دستش رو به میز مبل دیوار یا هر جای دیگه بگیره تونست بدون کمک روی پاهاش بایستد
از ٤ مرداد کاملا راه افتاداز چند وقت قبلش ٢،٣ تا قدم بر میداشت و می افتاد ولی از ٤ مرداد تونست بر ترسش غلبه کنه و دیگه چهار پا نره ، عزیزم اولین قدم های زندگیت مبارک امیدوارم تا آخر عمر طولانی و خوشبختت قدم های راسخ و خیر برداری،دوستت دارم ،
خدایا شکرت که دخترم صحیح و سالمه خدایا همه نی نی های نازی که مشکل دارن شفا بده و همه را سلامت نگه دار ...

١٠ مرداد غزل جون رو بردیم آتلیه و لی عکساش هنوز آماده نیست
در ادامه مطلب عکس دندونای خوشگل غزل جون رو گذاشتم....
این عکس از اولین دندون غزل (نمیذاشت ازش عکس بگیرم،عکسش تار شد)

این هم دومین دندون غزل

و این سومین دندون غزل که باز هم تار شد

چهارمین دندون


واین هم الان که 6 تا دندون داره



از 6ماهگی تا یکسالگی غزل
